جستجوگر پیشرفته
تبلیغات
آخرین ارسال های انجمن
| عنوان | پاسخ | بازدید | توسط |
|
|
0 | 176 | mohammadi |
|
|
0 | 241 | mohammadi |
|
|
0 | 345 | mohammadi |
|
|
0 | 161 | mohammadi |
|
|
0 | 232 | mohammadi |
|
|
0 | 273 | mohammadi |
|
|
0 | 217 | mohammadi |
|
|
0 | 181 | mohammadi |
|
|
0 | 181 | mohammadi |
|
|
0 | 186 | mohammadi |
موضوع : جامعه ایرانی , جوانان , اخبار , اجتماعی , مطالب متفاوت , پست داغ روز ,
برای مشاهده به ادامه مطلب بروید
...ادامه مطلب
| امتیاز : |
نوشته شده در 9 / 7 ساعت 10
توسط : admin
موضوع : مطالب متفاوت , دانستنی ها , پست داغ روز ,
در كشور هند قورباغهای كشف شده است كه به طور مرتب رنگ عوض میكند، به همین خاطر عدهای از مردم شروع به پرستش آن كردهاند!
این قورباغه درون یك باغچه گل پیدا شد و هم اكنون صدها نفر برای دیدن و پرستش آن به خانهای واقع در «تیرو وانانتاپورام» در منطقه «كرالا» میروند. یكی از جانورشناسان برجسته هندی تصمیم گرفته است روی این موجود غیرعادی تحقیق كند، البته به شرطی كه این قورباغه زنده بماند.
«رجی كومار» 35 ساله كه یك باربر است، میگوید: «تنها مشكل من این است كه این قورباغه نمیخواهد غذا بخورد. من تمام وقت سعی دارم به او غذا بدهم ولی چیزی نمیخورد.» او در ادامه گفت وقتی اولین بار این قورباغه را دیدم به رنگ سفید بود ولی خیلی سریع زرد شد و بعد وقتی به خانه رسیدم خاكستری بود.
آخر شب هم به رنگ زرد تیره در آمد و بعد شفاف و بیرنگ شد به طوری كه اندامهای داخلی بدنش كاملا نمایان بودند! این مثل یك معجزه است و به همین خاطر مردم برای دیدن او به اینجا میآیند و دعا میخوانند.
این قورباغه درون یك باغچه گل پیدا شد و هم اكنون صدها نفر برای دیدن و پرستش آن به خانهای واقع در «تیرو وانانتاپورام» در منطقه «كرالا» میروند. یكی از جانورشناسان برجسته هندی تصمیم گرفته است روی این موجود غیرعادی تحقیق كند، البته به شرطی كه این قورباغه زنده بماند.
«رجی كومار» 35 ساله كه یك باربر است، میگوید: «تنها مشكل من این است كه این قورباغه نمیخواهد غذا بخورد. من تمام وقت سعی دارم به او غذا بدهم ولی چیزی نمیخورد.» او در ادامه گفت وقتی اولین بار این قورباغه را دیدم به رنگ سفید بود ولی خیلی سریع زرد شد و بعد وقتی به خانه رسیدم خاكستری بود.
آخر شب هم به رنگ زرد تیره در آمد و بعد شفاف و بیرنگ شد به طوری كه اندامهای داخلی بدنش كاملا نمایان بودند! این مثل یك معجزه است و به همین خاطر مردم برای دیدن او به اینجا میآیند و دعا میخوانند.
پروفسور »او من وی اومن» استاد دانشگاه كرالا میگوید: تغییر رنگ دادن حیوانات برای ترساندن دشمنان است ولی این قورباغه بیش از حد معمول رنگ عوض میكند و من امیدوارم بتوانم بر روی آن تحقیق كنم.
| امتیاز : |
نوشته شده در 9 / 7 ساعت 2
توسط : admin
موضوع : موبایل , بانک پیامک , پست داغ روز ,
در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت
تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه تو مدرسه یاد میدن 1 سال 12 ماه - - - 1 ماه 4 هفتش - - - 1 هفته
7 روز - - - 1 روز 24 ساعت - - - 1 ساعت 60 دقیقس - - - ...ولی کسی بهم نگفت
1 دقیقه بدون تو بدون مثل 1000 ساله ....
تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه تو مدرسه یاد میدن 1 سال 12 ماه - - - 1 ماه 4 هفتش - - - 1 هفته
7 روز - - - 1 روز 24 ساعت - - - 1 ساعت 60 دقیقس - - - ...ولی کسی بهم نگفت
1 دقیقه بدون تو بدون مثل 1000 ساله ....
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق => سرکاری
محبت =>تظاهر
مهربونی => مسخرست
وفا =>مرده
احد و پیمون =>دلخوشی
عاطفه=> تموم شده
مهر =>مدرسهها باز میشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در مدرسه از نشاط من کم کردند...
از فرصت ارتباط من کم کردند...
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم...
از نمره ی انضباط ما کم کردند...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باز آمد بوی ماه مدرسه / بوی دختر بازی های راه مدرسه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟ *مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی
عشق => سرکاری
محبت =>تظاهر
مهربونی => مسخرست
وفا =>مرده
احد و پیمون =>دلخوشی
عاطفه=> تموم شده
مهر =>مدرسهها باز میشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در مدرسه از نشاط من کم کردند...
از فرصت ارتباط من کم کردند...
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم...
از نمره ی انضباط ما کم کردند...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باز آمد بوی ماه مدرسه / بوی دختر بازی های راه مدرسه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟ *مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی
| امتیاز : |
نوشته شده در 31 / 6 ساعت 18
توسط : admin



